نام کاربری:    رمز عبور:








دنيا عرصه امتحان و آزمايش آدمي است و عوامل تنزل و سقوط به عمق درّه حيوانيت و نيز اسباب و علل صعود به اوج قلّه انسانيت براي او فراهم مي ­باشد. از يك­ سو شياطين جن و انس او را به سوي زيبايي ظاهري و لذت زودگذر نفساني فرا مي­خوانند و از سوي ديگر انبيا و اوليا او را به سوي جمال باطني و لذت دائمي روحاني، هدايت مي ­نمايند و او است كه به دلالت «انّا هديناه السبيل اما شاكراً و اما كفوراً»(1) يا از رهگذر شكر، طريق هدايت را در پيش مي­ گيرد و يا از باب كفران اين نعمت به گمراهي دچار مي­ گردد و بدين سبب خود را از حيات طيبه الهي محروم مي ­سازد.


در اهميت هدايت همين بس كه در تفسير آيه 32 سوره مائده كه مي ­فرمايد: «من قتل نفسا بغير نفس فكانما قتل الناس جميعا و من احياها فكانما احيا الناس جميعا؛ هر كس فردي را بدون آنكه مرتكب قتل شده يا در زمين فسادي برانگيخته باشد، بكشد، مانند آن است كه همه مردم را كشته و هركس فردي را زنده بدارد، مانند آن است كه همه مردم را زنده داشته است.» امام صادق(ع) فرمود: «كسي كه او را از ضلالت به راه هدايت ببرد، او را احيا و زنده كرده [و در نتيجه گويا همه مردم را زنده نموده] و كسي كه او را از طريق هدايت به ضلالت بكشاند، او را كشته [و گويا همه مردم را كشته] است.»(2)

اما بر اساس آموزه­هاي قرآن، امر خطير و مشكل هدايت، نيازمند دو ابزار بسيار نيرومند به نام «انذار» و «تبشير» است. انذار به معناي بيم دادن و ترساندن از خسارت­ ها و عذاب ­ها است و تبشير به معناي مژده دادن به موفقيت­ ها و پاداش­ ها است. انذار و تبشير در موضوع هدايت دو وسيله مهمي است كه بايد توأم با هم باشند؛ چرا كه علاقه به جلب منفعت و ميل به دفع مضرّت، هر دو در وجود آدمي نهفته است و يكي بدون ديگري نمي­ تواند كافي باشد. به همين علت، انذار به تنهايي نتيجه ­اي جز يأس و نااميدي به بار نمي­ آورد و تبشير به تنهايي ثمره ­اي جز جرئت بر معصيت و غفلت نخواهد داشت؛ چنان­ كه امير مؤمنان علي(ع) در پيام تاريخي خود به مالك اشتر مي ­فرمايد: «مبادا نيكوكار و بدكار پيش تو يكسان باشند؛ زيرا چنين روشي نيكوكار را از كردار نيك دور ساخته و بدكردار را به كار بد سوق مي ­دهد.»(3)

قرآن كريم خود نيز كه عالي­ ترين كتاب هدايت براي آدمي است، معجوني از دو اكسير انذار و تبشير است و در سراسر آيات روح­ بخش آن از بهشت و جهنم، پاداش و كيفر، و وعده­ ها و وعيدها سخن رانده و در دعوت انسان­ها به سوي كمال از هر دو ركن بهره برده است.

همان­ گونه كه يك معلم موفق در فرايند تعليم و تربيت شاگردانش از دو حربه تشويق و تهديد بهره مي ­برد، يك داعي، مربي و هادي كامل نيز در تهذيب و تربيت پيروانش از دو وسيله انذار و تبشير استفاده مي­ نمايد؛ همچنان­ كه قرآن مجيد محور دعوت تمامي رسولان الهي را تنذير و تبشير معرفي كرده و فرموده است: «و ما نرسل المرسلين الا مبشرين و منذرين؛(4) ما پيامبران را جز به عنوان بشارت ­دهنده و بيم­ دهنده نمي ­فرستيم.»

خصوصيت بارز رسول ختمي مرتبت(ص)، آن داعي الي الله و سراج منير، نيز هدايتگري با استفاده از انذار و تبشير بيان گرديده: «يا ايها النبي انا ارسلناك شاهدا و مبشرا و نذيرا * و داعيا الي الله باذنه و سراجا منيرا؛(5) اي پيامبر! ما تو را گواه فرستاديم و بشارت دهنده و انذار كننده و تو را دعوت ­كننده به سوي خدا و چراغي روشني ­­بخش قرار داديم.»

اما ناگفته نماند كه شروع امر هدايت با انذار است و در ادامه، تبشير نيز همراه مي­ گردد؛ چه اينكه رسول اكرم(ص) در ابتداي دعوت مخفي خويش پس از بعثت، مأمور به انذار شد كه:  «يا ايها المدثر * قم فانذر؛(6) اي جامعه خواب به خود پيچيده! برخيز و انذار كن!» همچنين در ابنداي دعوت علني (سه سال پس از بعثت) مأموريت يافت كه انذار را از خويشاوندان نزديكش آغاز نمايد: «و انذر عشيرتك الاقربين.»(7)

بنابر اين، مي­ توان اذعان داشت كه انذار از بدو مسير هدايت و قبل از تبشير مورد استفاده قرار مي­ گيرد و آن ­گاه تبشير در ادامه راه به انذار مي­ پيوندد. همچنين انذار نسبت به عموم مردم است و تبشير نسبت به خواص هدايت يافته مي ­باشد.

و به فرموده قرآن، انذار در كساني اثر مي­ گذارد كه گوش شنوا و قلب آماده دارند و دو ويژگي تبعيت از ذكر الهي و خشيت از خداي رحمان در وجودشان به وديعت قرار داده شده و چون اين دو ويژگي را در خود به فعليت مي ­رسانند، شايستگي بشارت به غفران و اجر كريم را مي ­يابند: «انما تنذر من اتبع الذكر و خشي الرحمن بالغيب فبشره بمغفرة و اجر كريم؛(8) تو تنها كسي را انذار مي ­كني كه از اين ذكر (قرآن) پيروي كند و از خداوند رحمان در پنهان بترسد. چنين كسي را به آمرزش و پاداش پر ارزش بشارت ده!»

پی­نوشت­ها:

  1. انسان / 3: «همانا ما انسان را به راه [راست] هدایت کردیم؛ او یا شکرگزار است و یا ناسپاس.»
  2. الکافی، ج 2، ص 210، ح 1.
  3. نهج البلاغه، نامه 53: «و لا یکونن المحسن و المسیء عندک بمنزلۀ سواء فان فی ذلک تزهیدا لاهل الاحسان فی الاحسان و تدریبا لاهل الاسائۀ علی الاسائۀ.»
  4. انعام / 48؛ کهف / 56.
  5. احزاب / 45-46.
  6. مدثر / 1-2.
  7. شعراء / 214: «و خویشاوندان نزدیکت را انذار کن!»
  8. یس / 11.

مهدي رضواني­ پور

(چاپ شده در ماهنامه تجلی، شهریور 1386، ش 35، ص 7)



بازگشت ...




مرتبط باموضوع :

 كمند عشق  [ پنجشنبه، 11 دي ماه، 1348 ] 1297 مشاهده
 ثناي خميني  [ پنجشنبه، 11 دي ماه، 1348 ] 988 مشاهده
 كرامت انسان از ديدگاه قرآن 3  [ سه شنبه، 16 دي ماه، 1393 ] 914 مشاهده
 تفسير به رأي از ديدگاه امام خميني(س)  [ چهارشنبه، 3 دي ماه، 1393 ] 1569 مشاهده
 شريعت و رابطه آن با معرفت  [ پنجشنبه، 4 دي ماه، 1393 ] 841 مشاهده

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام شما (ضروری): 
ایمیل شما (ضروری): 
نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]